چگونـﮧ نگآهــت کرد ,,

رفتنـــت ..

نبودنت !

نــ ـ ــآمردیــت ,

نـﮧ اذیتـم کردُ نـﮧ حتـﮯ , ثآنیـه اﮮ , برآم سوآل شد !

فقــــــط ..

یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..

چگونـﮧ نگآهــت کرد ,,

ڪـﮧ مرآ تنهــآ گذآشتـﮯ ؟
Photo: ‎رفتنـــت ..  نبودنت !  نــ ـ ــآمردیــت ,  نـﮧ اذیتـم کردُ نـﮧ حتـﮯ , ثآنیـه اﮮ , برآم سوآل شد !  فقــــــط ..  یـڪ بغض خفـه ام میکنــد ..  چگونـﮧ نگآهــت کرد ,,  ڪـﮧ مرآ تنهــآ گذآشتـﮯ ؟ . . . ßý ɱɷʝɠɐɳ‎
 
/ 29 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
NighT GirL

غم انگیز است… شب از پهلویی به پهلوی دیگر شوی ببینی تاریکی از جای خود تکان نخورده است !

ایلیا

زحمت دارد... آدم بودن را میگویم .!! این را میشود از مترسک ها آموخت... تمام عمر می ایستند تا " آدم " حسابشان کنند...!!

zahra&sina

کبوتر لب تنگ ماهی نشست گفت: سقف قفست شکسته چرا فرار نمی کنی؟ ماهی با چشم های قشنگش نگاهی به کبوتر کرد و معصومانه گفت: سگ تو روحت با این عقلت!

محمد-namid

سلام وبلاگی خوبی داری سری به وبلاگ من بزن

کاوه

سلام امشب تولد بهترین دوستمه خوشحال میشم تشریف بیارین از ساعت19روی وبم میاد منتظرتون هستم

zahra&sina

همیشه فکرکن که توی یک دنیای شیشه ای زندگی می کنی پس مراقب باش به طرف کسی سنگ پرت نکنی چون اول دنیای خودتو می شکنی.

massaw

اگر میدانستند با تو در رویاهایم تا کجا رفته ام ... سنگسارم میکردند ! kheyli ziba bud ..:(

گلشن

مهتاب چند بار خوندم زیبا س [گل][گل]

گلشن

مهتاب خیلی زیبا وصریح عالی ی [گل][گل][گل]